جشن تولد میثم جون(گل آقا)![]()
خیلی خیلی لطف کردین اومدین... صفا آوردین... قرار شد من واسه گل آقا جونی تولد بگیرم.. البته . به همین راحتیا که پسوورد نداد... کلی خواهش کردیم تا به من که آبجی ایشون باشم اجازه داد تا آپ کنم.. خیلی باحالی میثم...
تا یادم نرفته بگم ... روز تولدت برات دعا می کنم به همه آرزو های خشگلت برسی.. امیدوارم تو درسات.. بالاترین درجه برسی... و از همه مهمتر تو زندگیت خوشبخت و سعادتمند بشی.... من همیشه به همه دوستامم همینو میگم .. گل آقا از دست من هیچی بر نمیاد جزء... دعا
میثم ببین این کارت پستال خودم درست کردم.. عکس اون نی نی رو ببین.. میثی برات آشنا نیست... یادته تو اون یکی وبلاگت یه روزی عکس سه تا نی نی کوشولو رو گذاشته بودی...من اون وبلاگه رو سیو کرده دارمش هنوز ... اصن قابل تو رو نداره ها .. نگه ش دار یادگاری

مهمانی ما چون یک مهمانی سالم است . بهتر است با چند تا جک و حکایت گرمش کنیم
دزد وصاحب خانه
د زدی نیمه های شب وارد خانه ای شد و پس از مدتی گشتن وبهم ریختن خانه چیزی پیدا نکرد نا گزیر صاحب خانه را بیدار کردو گفت: داداشی ما رفتیم ولی این رسم زندگی کردن نیست ها














![]()
اسم حیوان ![]()
اموزگار به شا گرد گفت: از روی پای این حیوان بگو اسمش چیست ؟شاگرد نگاهی به پا کرد وگفت: نمی دانم
اموزگار پای دیگر حیوان را نشان داد شاگرد گفت : نمی دانم! معلم پس از چند سوال دیگر که کردو شاگرد جواب ندادعصبانی شد وگفت: بگو اسمت چیست تا یک صفر برایت بگذارم.شاگرد کفش و جورابش را در اورد و گفت: حالا اقا معلم شما از روی پایم بگوئید که اسمم چیست














طبیبی مردی را دید که خربزه و عسل را با هم می خوردبه اوشخص گفت خربزه و عسل با هم نمی سازند و اسباب اذیت تو خواهند شد
روز دیگر شنید که مرد بیمار شده است بر سر بالین وی امد و گفت: به تو نگفتم که این دو غذا با هم نمی سازند؟
مرد در عین ناراحتی کفت:بر عکس از قرار معلوم خوب با هم ساخته اند دارند من بیچاره را از میان بر می دارند















![]()
حکایت دو تا آدم نادون![]()
![]()
دو تا نادون داشتن تو يه ماشين بمب كار ميذاشتن يكيشون به اون يكي ميگه: اگه اين بمب الان منفجر شه چي كار كنيم؟ اون يكي ميگه نگران نباش من يكي ديگه دارم














![]()
تو برو من به جای تو می خوابم![]()
روزی الاغی سر چهار راهی خوابیده بود و بلند نمی شد اتو مبیل ها متوقف بودند و ترافیک از چهار طرف سنگین هر کس می امد نمی توانست ان را بلند کند تا این که یکی(که به زبان الاغ اشنا بود) گفت:اجازه بدهید من بلندش می کنم. امد و سر در گوش الاغ گذاشت و چیزی گفت که ناگهان الاغ بلند شد و رفت
از او پر سیدند: چه گفتی ؟
گفت : من به او گفتم تو بلند شو و برو من به جایت می خوابم















![]()
ریش بز ![]()
ملا نصر الدین بر روی منبر موعظه می کردزنی در پای منبر سخت می گریست
ملا گفت ای مردم از این زن یاد بگیرید که گریه از سر سوز می کند
زن از جا بر خواست و گفت:ای ملا بزی داشتم که ریشش شبیه ریشه تو بود و دو روز پیش مرد اکنون که تو ریش خود را می جنبانی
یاد بزم می افتم و بی اختیار گریه ام می گیرد!












یه بار یه مورچه با یه زرافه اذدواج می کنه.. بعد .. شب عروسی مورچه گم میشه... بعد از یه هفته پیداش میشه.. زرافه ازش میپرسه کجا بودی... میگه تو راه بودم بیام بوست کنم














خنده د ار بود.. امیدوارم که یه لبخند کوشولو زده باشید.. وگرنه ویشمستر ضایع میشه ها
همگی بفرمایید شام حاضره... گل آقا بین خودمون بمونه این آشپز هایی که به خدمت گرفتم بهترین آشپز های سعادت آباد تهران هستن... کارشون خوبه... نگران هزینه ش نباش ... یه جوری باهات حساب می کنم



خوب بود دوستان.. نوش جونتون
حالا نوبت کیک و فوت کردن شمع هاست یادت باشه داری شمع ها رو فوت میکنی... آرزو های تو بگیا... امیدوارم من جشن تولدصد سالگیت رو بگیریم... دیگه از اون به بعدش رو من نیستم.. میسپارمش دست یکی دیگه![]()

این کیک بسیار بسیار زیبا رو دوست عزیزم میثم (اونیکی میثم.. اخه من دوتا میثم دارم) درس کرد قشنگه میثم مگه نه
میگمااا
حالا نوبت باز کردن کادوئه
باز کن ببین سارایی برات چی خریده..
اینم هدیه

میثم توش رو اگه ببینی کلی ذوق میکنی ![]()
فقط به هیشکی نگی که چی خریدم واست باشه ؟![]()
دوستان.. کادو ها رو بدید و برید خونه هاتون... خیلی لطف کردین اومدین... قرار ما سال دیگه همین موقع... ۲۱ آذر ماه
دینگ دینگ: بدی دیدید از ما ببخش.. کم کاستی... خلاصه هر چی ..به بزرگواری خودت ببخش میثم جون![]()
