تبليغاتX
گاهنامه چاردیواری
شهید مطهری و هشدار تحریف عاشورا جمعه سیزدهم بهمن 1385 0:7

شهید مطهری و هشدار تحریف عاشورا

 

حماسه نینوا در طول تاریخ اسلام الگوی کاملی برای شکل گیری تحولات سیاسی در قلمروی جهان اسلام بوده است و در یک کلام ضامن بقای اسلام راستین  به شمار می آید.پر واضح است که درک پیام عاشورا و الگوگیری از آن برای ایجاد تحول عمیق و سازنده در جامعه و رسیدن به جامعه مطلوب در گروی درک حقیقت قیام کربلا و ارائه تفسیر صحیح از آن و شناخت و مبارزه با تحریفاتی است که خواسته یا ناخواسته به دست تحریفگران در تحلیل و تفسیر این قیام و بهره جستن از آن رخ مینماید .به موازات استمرار این نهضت و حرکت جوشان آن، عالمان روشن ضمیر شیعه نیز پیوسته نگهبانی از این جبهه بزرگ را به عهده گرفته و از اسلام مجسم بخوبی پاسداری کرده اند. از جمله عالمان درد آشنایی که در دهه های اخیر بر این مسئله اهتمام ورزیده و در زدودن برچسب های ناروا و تحریف از حرکت عاشورا و نشان دادن چهره سازنده آن مجاهده کرده،استاد شهید مرتضی مطهری است.پاسداری قیام عاشورا از خطر تحریف از جمله محورهای مورد توجه ایشان از تحلیل و تفسیر این قیام است که در این مقاله بازگو شده است.

 

 

 

 

                                                    شهید مطهری

 

 

 

 

به همان مقدار که تفسیر صحیح از عاشورا سازنده ،حیات بخش و حرکت آفرین است،برداشت نادرست و منحرف کردن آن از مسیر واقعی می تواند مخرب و مخدر باشد و حداقل جامعه را بر خلاف هدف امام حسین(ع) دچار رکود و رخوت نماید.

شهید مطهری به این بخش اهتمام ویژه ورزیده و در خرافه زدایی از نهضت پاک حسینی حساسیت فوق العاده نشان داده است.ایشان معتقد است در پاسداشت قیام کربلا باید کلید شخصیت امام حسین(ع) را پیدا کرد و آن را اسوه جاوید قرار داد «کلید شخصیت حسین حماسه است،شور است،عظمت است،صلابت،شدت،ایستادگی و حق پرستی است»

و هر امری  که این نهضت اصیل را از مسیر تعیین شده جدا کند،انحراف و گمراهی است که یکی از نشانه های عقب ماندگی و عدم رشد اجتماع است.ایشان با نگاه به روزگاری که در آن به سر میبرد چنین آفتی را در تفسیر و رویکرد به قیام امام حسین مشاهده میکرد و روشن است این خطری نیست که اینک از آن کاملاً  در امان باشیم:  «واقعه تاریخ کربلا از آن نوع حوادثی است که در اثر عدم رشد اجتماع،مسخ و معکوس شده است،تمام عظمت ها و زیباییهایش فراموش شده ،حماسه و شور و افتخاراتش محو شده و با جای آنها زبونی و ضعف و جهالت و نادانی آمده است.این نشانه عدم رشد این ملت است برای حفظ و نگهداری تاریخ با عظمت و پر افتخار خویش»

 

 

تحریف و عوامل آن:

 

 

تحریف یعنی:متمایل کردن یک چیز از آن مسیر اصلی و وضع اصلی که داشته است یا باید داشته باشد.

تحریف یا لفظی است یا معنوی.تحریف لفظی آن است که ظاهر یک چیز یا لفظ آن را عوض کنند و تحریف معنوی یعنی: منحرف کردم روح و معنی یک جمله یا یک حادثه.   پس تحریف یک حادثه یعنی علل و انگیزه ها و همچنین هدف و منظورهای آن حادثه چیزی غیر از آنچه هست معرفی شود.عامل تحریف به طور کلی سه قسم است:

1-      عامل عداوت و غرض که از سوی دشمنان صورت می گیرد.

2-      عامل اسطوره سازی که یک حس اصیل در بشر است.

3-      عامل دوستی و تمایل که از سوی نزدیکان و دوستان صورت می پذیرد.

ریشه تحریف از روی دوستی در نهضت عاشورا این است که عده ای خیال کرده اند چون هدف گریه کردن برای


ادامه مطلب
نوشته شده توسط میثم غلامی  | لینک ثابت |

جمعه هفتم مهر 1385 23:23

در کتاب ادریس آمده:

روزی حضرت ادریس اصحاب خود را جمع کرد و به آنها گفت:

«فرزندان حضرت آدم روزی در محضر آن حضرت اختلاف کردند که بهترین خلایق کیستند؟»

بعضی ها گفتند:پدر ما آدم بهترین مخلوقات است،چرا که خدا او را با دست قدرتش آفرید و روحش را در او دمید و به فرشتگان امر کرد که به عنوان احترام او را سجده کنند وی را معلم فرشتگان و خلیفه ی زمین قرار داد و از همه خلایق خواست از او اطاعت کنند.بعضی گفتند:نه بهترین مخلوقات فرشتگانند که هیچگاه گناه نمی کنند و همواره به انجام فرمان خدا مشغولند آدم گناه(ترک اولی)کرد و با همسرش از بهشت رانده شد.گرچه توبه کرد و خداوند توبه اش را پذیرفت.

برخی گفتند:بهترین مخلوقات،جبرئیل امین است.

در این باره سخن به درازا کشید تا اینکه حضرت آدم به آنها رو کرد و فرمود:

فرزندانم،آنچه شما گفتید هیچکدام درست نیست،وقتی که خداوند مرا آفرید و روحش را در کالبد من دمید،برخواستم و نشستم و به عرش پروردگارم نگاه کردم«پنج نور» را دیدم که در نهایت عزت و زیبایی و شکوه و کمال هستند به گونه ای که مرا واله و شیدای انوار و درخشش خود کردند.

به خدایم عرض کردم:اینها چه کسانی هستند؟!

فرمود:اینها بهترین مخلوقات من و بابهای رحمتم و واسطه های بین من و خلقم هستند،اگر اینها نبودند،آسمانها و زمین و بهشت و دوزخ و خورشید و ماه را نمیافریدم.

عرض کردم:خدایا نام اینها چیست؟

فرمود: به عرش بنگر.

نگاه کردم.

ناگهان این نامهای پاک را دیدم:

 

بارقلیطا(محمد)          ایلیا(علی)

 

 

طیطه(فاطمه)

 

 

شُبًّر (حسن)           شبیر (حسین)

 

 

ای خلایق من مرا تهلیل و تسبیح کنید،خدای یکتا جز من نیست و محمد(ص) رسول من است.

 

برگرفته از "سرگذشت پیامبران"

نوشته شده توسط میثم غلامی  | لینک ثابت |

شنبه هجدهم شهریور 1385 13:45

ضمن تبریک این روز بزرگ به تمام دوستان

حتماْ به سایت زیر سری بزنید.

http://www.emammahdi.com/

نوشته شده توسط میثم غلامی  | لینک ثابت |

سرگذشت پیامبران جمعه دهم شهریور 1385 16:11

به نام خدا»

حضرت آدم (ع) روزی دید ناگهان سه مجسمه سیاه و بد قیافه در طرف چپ او قرار گرفتند و سه مجسمه نورانی در طرف راست او .

از مجسمه های طرف راست یکی یکی پرسید:شما کیستید؟

اولی گفت: من عقل هستم.دومی:من حیا می باشم.سومی:من رحم هستم.

حضرت پرسید:جای شما در کجاست؟

اولی:در سر انسانها. دومی:در چشم انسانها.سومی:در دل انسانها.

حضرت به طرف چپ برگشت و از سه مجسمه ی سیاه و بدشکل، یکی یکی پرسید:شما کیستید؟

اولی: من تکبّرم.حضرت: جای تو کجاست؟

_سر انسانها

_سر که جای عقل است.

_اگر من وارد شوم،عقل می رود.

دومی :من طمعم.

_مکان تو کجاست؟

_در چشم انسانها.

_چشم که جای حیا است.

_من اگر در چشم جا گرفتم،حیا می رود.

سومی:من حسدم.

_محل تو کجاست؟

_جای من در دل انسانهاست.

_دل که جای رحم و مروّت است.

_اگر من وارد قلب انسان شوم رحم و مروّت از قلب می رود.

به این ترتیب می فهمیم که اگر انسان دریچه های وجود خود را به روی گناهان بگشاید،هر گناهی که در او جا پیدا کند،به همان تناسب،فضیلت و اخلاق انسانی از او دور می گردد.

 

امام باقر(ع) فرمود:

خداوند به حضرت آدم (ع) وحی کرد:

ای آدم من برای تو همه ی خیر و سعادت را در چهار کلمه جمع کردم که یکی از آنها حق من است ، یکی از آنها حق توست ،یکی حق بین من و توست و چهارمی حق بین تو و مردم می باشد.

1-اما آنکه حق من است،آن است که :تنها مرا بپرستی و برای من هیچ چیز را همتا قرار ندهی.

2-اما آنکه حق توست.من تو را به اعمال و کارهایت مجازات می کنم(اگر نیک بود پاداش می دهم و اگر بد بود،کیفر می کنم)

3-اما آن که بین من و تو است، دعا کردن از تو  است  و اجابت آن از من است.

4-و اما آن که بین تو و مردم است این است که:آنچه را برای خود می پسندی(از کارهای نیک)برای مردم نیز بپسند.

 

برگرفته از کتاب" سرگذشت پیامبران"   نوشته ی لطیف راشدی

نوشته شده توسط میثم غلامی  | لینک ثابت |