به نام خدا
سلامتی سه تن رفیق و ناموس و وطن ..سلامتی سه کس
سرباز و زندونی و بی کس
از پست قبلی حدود 10 ماه میگذره.مهمترین دلیل به روز نشدن وبلاگ همین خدمت مقدس سربازیه!
آخه هیچ حسی برای کارهای دیگه نمی مونه.
فقط اونایی که سربازی رفتن و تجربه دارن میدونن من چی میگم.
چون میدونن هر روز ساعت 4 صبح بیدار شدن یعنی چی!
هر روز با یه مشت آدم نظامی و ...سر و کله زدن یعنی چی!
هر روز پوشیدن یه لباس که با اون مثل سیب زمینی میشی یعنی چی!
هر روز مفت و مجانی کار کردن یعنی چی!
هر روز با دژبان کل کل کردن یعنی چی!
هر روز... اگه بخوام همشو بگم، هم اینجا جا نمیشه،هم اون آقایونی که خدمت نرفتن خدایی نکرده(!)حالشون از خدمت به هم میخوره! حالا بیا و درستش کن.
دوستای گلم لطف کردن و تو قسمت نظرات خواسته بودن درباره خدمت و خاطرات خدمت و ...مطلب نوشته بشه.
خاطره که خییییییلی زیاده.شاید چند تا پست بشه!
فردای اون روزی که وبلاگم رو آپدیت کردم و پست قبلی رو نوشتم،رفتم یزد.پادگان خاتمی یزد (معروف به هتل خاتمی!) البته اصلاً هم این صفت برازنده ی پادگان خاتمی نبود.به ما که خیلی سخت گذشت.
اگر چه خیلی سختی داشت ولی هنوز چیزی نگذشته دلم خیلی برای اونجا و رفیقام تنگ شده.
بیشترین سختیش روزای آخر بود. روزای آخر که رسید،هر روز اندازه ی یک ماه طول می کشید.
آخه قرار بود ما چند روز(حتی یک هفته) زودتر ترخیص بشیم.ولی به خاطر سفر استانی جناب احمدی نژاد! به استان یزد ما رو تا آخرین روز نگه داشتند تا اینکه موقع تشریف فرمایی ایشون(!) به یزد ،ما هم به عنوان مردم و طرفداران رئیس جمهور(با لباس شخصی) بریم داخل شهر برای استقبال ایشون. اونوقت صدا و سیما هم این همه جمعیت رو نشون بده و ...
خیلی جالب بود که اون روز همه مدرسه ها تعطیل شده بودن و دانش آموزها اومده بودن استقبال رئیس جمهور!
میون جمعیت باچند تا کارمند هم که صحبت کردم می گفتن :بهمون تشویقی دادن که بیایم اینجا!!
همه بسیجی ها، نظامی ها، سربازهای سپاه و نیروی انتظامی و ...
ای بابا انگار بحث سیاسی شد!
بقیه مطلب باشه برای پست بعدی
فعلاً خدانگهدار
در پناه حق باشید
از فردا
من یه سربازم
اگه خدا بخواد دارم میرم یزد برای آموزشی
دو ماه دیگه برمیگردم......
در پناه حق باشید.........
جشن تولد میثم جون(گل آقا)![]()
خیلی خیلی لطف کردین اومدین... صفا آوردین... قرار شد من واسه گل آقا جونی تولد بگیرم.. البته . به همین راحتیا که پسوورد نداد... کلی خواهش کردیم تا به من که آبجی ایشون باشم اجازه داد تا آپ کنم.. خیلی باحالی میثم...
تا یادم نرفته بگم ... روز تولدت برات دعا می کنم به همه آرزو های خشگلت برسی.. امیدوارم تو درسات.. بالاترین درجه برسی... و از همه مهمتر تو زندگیت خوشبخت و سعادتمند بشی.... من همیشه به همه دوستامم همینو میگم .. گل آقا از دست من هیچی بر نمیاد جزء... دعا
میثم ببین این کارت پستال خودم درست کردم.. عکس اون نی نی رو ببین.. میثی برات آشنا نیست... یادته
ادامه مطلب

به نام ایزد یکتا
حتماً شما هم متوجه شدید که در پی تحریم های جدید آمریکا علیه کشورمون ، برخی از سایت های آمریکایی از جمله سایت بزرگ
yahoo اسم ایران رو از لیست خودشون حذف کردن..
.
.
.
این سایت برای اعتراض به این حرکت زشت این سایت طراحی و ایجاد شده. شما هم با کلیک کردن و بازدید از اون میتونید اعتراض خودتون رو بیان کنید.
http://helloyahoomail.net/



شب قدر (۲۱ ماه مبارک)
بهشت زهرا - مزار شهدا - ساعت : ۲ بامداد
۱-کاربری دستمال سفره و دم کنی به روسری و صرفه جویی در پول و پارچه!!
۲-بچه مطرح شدن خروس و دارکوب به علت مد شدن مدل موی خروسی و بالا رفتن قیمت خروس در حد گاو!
۳-بالا رفتن بی سابقه فروش گن های لاغری سونا بلت در حد کمپانی مایکروسافت به علت پوشیدن مانتوهای بدن نما و خوش هیکل بودن ۹۰٪ دخترای ایرانی
۴-تولید نیروی برق و الکتریسیته و از راه اشعه تولید شده زلف دختران ایرانی در حد نیروگاه بوشهر!
۵-قوی شدن چشم مردان ایرانی در حد تلسکوپ و گسترش زبان فارسی خصوصا این ضرب المثل : ((یه نظر که حلاله))
۶-کاهش نرخ بیکاری افراد شاغل در شغل های شریف خفاش شب...جغد روز...عنکبوت بامداد...اسي دريده...اتو زنی...تاکسی مرسی و .....
۷-پر شدن اوقات فراغت برادران همیشه در صحنه و برخورد با خانمها!!
8-پیدا شدن خیل عظيم و میلیونها جنیفر لوپز که استعداد آنها سالها زیر مانتوی گشاد به هدر میرفت!!
9-افزایش فروش انواع گریس و متعلقات به علت نیاز دختران برای پوشیدن و درآوردن مانتوهای چسبان!!
10-تکامل چشم مردان ایرانی و قابلیت چرخش در ۳۶۰ درجه برای دید زدن حداکثر داف ممکن!!
هزار خواهش و آیا
هزار پرسش و اما
هزار چون و هزاران چرای بی زیرا
هزار بود و نبود
هزار شاید و باید
هزار باد و مباد
هزار کار نکرده
هزار کاش و اگر
هزار بار نبرده
هزار بوک و مگر
هزار بار همیشه
هزار بار هنوز ...
مگر تو ای همه هرگز
مگر تو ای همه هیچ مگر
تو نقطه پایان بر این هزار خط ناتمام بگذاری
مگر تو ای دم آخر دراین میانه تو سنگ تمام بگذاری
شعر از: قيصر امين پور
هزار راه نرفته عنوان این برنامه است. برنامه ای بسیار آموزنده و مفید برای نسل جوان.
برنامه ای که جوونایی رو دعوت میکنه که خیلی از این راهها رو که ما هنوز نرفتیم رو رفتن . بعضی هاشون موفق بودند ولی خیلی هاشون راه رو اشتباه رفتن. تجربه های تلخی رو داشتن که ما می تونیم با استفاده از این تجربه ها، کاری کنیم که دیگه تکرار نشن.
در کنار شرح این تجربه ها، کارشناسان و هنرمندان نیز نظرات خودشون رو بیان می کنن که هر کدوم در نوع خودش جالبه.
دکتر ناهید سادات شریفی کارگردان این برنامه



با مراجعه به آدرس زیر می تونید به سایر اطلاعات در مورد این برنامه دسترسی پیدا کنید.
تولد حضرت مسیح(ع) و سال نو میلادی رو به تمام هموطنان عزیزم خصوصاْ اقلیت های مذهبی تبریک عرض می کنم.


امروز وقتی داشتم از وبلاگ یکی از دوستانم دیدن می کردم، با این عکسها مواجه شدم. کنارش هم نوشته شده بود" تو 15 سال ببین چه کردن!!"
به محض دیدن این صحنه، خیلی ناراحت شدم .در واقع به غیرتم برخورد.
این کامنت رو برای دوستم گذاشتم. امیدوارم که ناراحت نشده باشه.
عارف جان از عکس دبی اصلاً خوشم نیومد.یعنی این کار از تو دیگه بعیده دوست عزیز.
اول از همه باید بگم که هیچکدوم از کارهایی که تو این کشور انجام میشه، توسط مردم این کشور انجام نمیشه. یعنی خارجیها براشون انجام میدن.
خودم معمارها و مهندسهای زیادی رو میشناسم که از ایران به اونجا میرن. کارهای دیگه هم دست اروپاییها و امریکائیها و ... است.
این عرب ها که هنوز بیشترشون در دوران جاهیلیت به سر می برن، فقط بلدن عیاشی کنن و بخورن و بخوابن.
بعدش ، از تو بعیده که این حرفهای کوته فکرانه رو بزنی "تو 15 سال ببین چه کردن!!"
الان ما از همه لحاظ از اونا جلوتریم. امیدوارم منظورم رو متوجه بشی.
دبی مثل یک بنگاه اقتصادی میمونه.یعنی اگر سرمایه گذار های خارجی و کشورهای امریکا،اسرائیل،انگلیس و ... تصمیمشون راجع به این کشور یا حتی بقیقه ی عرب ها عوض بشه، این کشورها نمی تونن زنده بمونن. یا اگر برای نفت سرشاری که دارن، مشکلی پیش بیاد دیگه نون ندارن بخورن.
فکر کردی تو همین جنگ اسرائیل و حزب الله ، چرا کشور های عربی هیچ غلطی نکردن؟ حتی بعضی از اونها این کار اسرائیل رو محکوم هم نکردن. به خاطر اینکه همه ی وجودشون وابسته به همین کشورهاست...
ولی من افتخار می کنم که کشورم رو پای خودش وایساده و جلوی هیچ کشوری هم سر تعظیم فرود نمیاره.
البته دولت هم (مثل بقیه کشورها) ایرادات زیادی داره و من هم راضی نیستم.
ولی پیشرفت و ترقی به ساختمون و آسمون خراش نیست.به مغزها و علم های موجود تو یه کشوره.
کدوم یک از این کشورهای عرب می تونن هواپیما بسازن؟
کدوم یکیشون انرژی هسته ای دارن؟
کدوم یکیشون علم پزشکیشون اندازه ی یک صدم علم پزشکی ایرانه (از پیوند کلیه و قلب بگیر تا شبیه سازی موجودات زنده و درمان ضایعات نخاعی......)
کدوم یکیشون این همه استاد دانشگاه تو دانشگاه های امریکا و اروپا دارن؟
کدوم یکیشون تو المپیاد های علمی مقام اول و دوم دارن؟
کدوم یکیشون می تونن خواب این رو ببینن که برن تو مسابقات رباتیک ژاااااپن مقام کسب کنن؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بازم بگم؟؟؟
از شما که افراد زیادی از وبلاگتون دیدن می کنن،انتظار نداشتم که همچین حرفی بزنی و ذهن بقیه رو گمراه کنی.
اگه زیاده روی کردم، منو ببخش. به عنوان یه دوست، وظیفه ی خودم دونستم که این حرفا رو بزنم.
وقت کردی به من هم سر بزن.
کسی که حاکم را بپرستد،خدا را نخواهد پرستید
تا حالا شده یه دوست قدیمی رو بعد از مدت زیادی پیدا کنید؟
تا حالا شده که یه دوست که تاثیر زیادی در زندگی شما داشته بعد از مدت زیادی دوباره ببینید؟
ولی این اتفاق چهارشنبه شب برای من افتاد.بی خوابی به سرم زده بود.ساعت حدود دو و نیم نیمه شب بود. صفحه ی اول بلاگفا رو باز کردم که از عنوان یک وبلاگ خوشم اومد.
وقتی انتخابش کردم و ازش دیدن کردم،اسم نویسنده ی اون برام آشنا بود.
آقای رسول بداقی
فوراً یه کامنت براش گذاشتم:
ضمن عرض سلام خدمت شما می خواستم ازتون بپرسم: شما آقای بداقی دبیر هنرستان مصطفی خمینی (واوان)نیستی؟؟
و ایشون فردای اون روز در پاسخ فرمود:
سلام خسته نباشید آقای غلامی
وبلاگ زیبایی داری فکر نمی کردم تو یه روزی بتونی وبلاگ بسازی ونوشته هایی به این زیبایی داشته باشی.بنده همان که قبلا بودم نیستم کمی دگرگون شده ام بسیاری از سلولهای بدنم ازبین رفته و سلولهای دیگر جایگزین آنها شده و روحیاتم نیز دگرگون شده ،کمی آرامتر شده ام.توهم ازديد من همان ميثم نيستي درست است؟
خدانگهدار باز بيا به كلبه ي ماايرانيان وديدگاه خودت را بنويس .
بله خودش بود آقای بداقی
دبیر سال سوم دبیرستان.یک انسان حقیقت طلب.یک انسان محقق. فردی که بیخودی حرفی رو نمی زنه و باور نمی کنه.
فردی که منو با وبلاگ نویسی آشنا کرد. کسی که وقتی در کلاس از چیزی صحبت می کرد،ذهن خواب همه رو به فعالیت وا می داشت.
کسی که وقتی صحبت می کرد،می فهمیدی که هیچ چیزی نمی دونی و باعث میشد که بری و اطلاعات خودت رو افزایش بدی.
کسی که تو کلاس ،خیلی بیشتر از اون چیزی که قرار بود به ما درس بده،به ما می آموخت.خیلی چیزایی که برای ما لازم و ضروریه ولی تو سیستم آموزشی ما نیست!!
کسی که وقتی میومد تو کلاس،در همه ی ضمینه ها اطلاعات خوبی داشت. یک طرف تخته،با یک گچ خطاطی می کرد و طرف دیگه از تاریخ می نوشت و از پادشاهان پارس می گفت.
کسی که من رو وادار می کرد که فکر کنم .به همه چیز.مثلاً : اصلاً ما چرا خدا رو می پرستیم.
کسی که هر چی ازش بگم کم گفتم.
اینها رو هم از روی چاپلوسی نگفتم.چون اصلاً به ایشون احتیاج ندارم.
مطلب زیر،یکی از حرفها و نوشته های ایشان در کلاس ما بود. حتماً بخونید و روی تک تک اونها فکر کنید و بدونید که پدران شما چه کسانی بوده اند." حاکم،حکیم،آینده نگر،محترم، عادل،دانا و توجه به علم داشتن،بخشنده،یکتا پرست و ........
وصیت نامه ی کوروش به فرزندش خشایار:
25 کشور تحت حکومت ایران هستند و با سکه ی ایران داد و ستد می کنند
شما باید برای سه سال دیگر ذخیره ی گندم داشته باشید.
مادر خشایار باید مورد احترام قرار گیرد.
عدالت "هم قاضی نباش،هم شاکی"
به آموزش و پرورش ملت بپرداز زیرا حکومت بر دانایان آسانتر از حکومت بر نادانان است.
عفو و بخشودگی یکی از پایه های حکومت است.
حکومت کردن تنها شمشیر نیست،بلکه ثروت هم هست.
مردم را در دین مجبور نکن.
همواره از ایزد یکتا یاری بخواه

در بيمارستانی ، دو بيمار در يک اتاق بستری بودند.يکی از بيماران اجازه داشت هر روزبعد از ظهر يک ساعت روی تختش که کنار پنجره بود، بنشيند ولی بيمار ديگر مجبور بود هيچ تکانی نخورد و هميشه پشت به هم اتاقيش روی تخت بخوابد.آنها ساعتها با هم صحبت می کردند،از دوستان ، خانواده ، تجربه ها ، خانه و ... با هم حرف می زدندو بيماری که تختش کنار پنجره بود،می نشست و تمام چيزهائی كه بيرون از پنجره می ديد،برای هم اتاقيش توصيف می کرد.پنجره رو به يک پارک با درياچه ای زيبا بود و درختان کهن اطراف پارک را پوشانده بود،تصويری زيبا و رويائی که به انسان روح تازه و نشاط می بخشيد .همانطور که مرد کنار پنجره جزئيات را توصيف می کرد،هم اتاقيش چشمانش را می بست و اين منظره را در ذهن خود مجسم می کرد و روحی تازه می گرفت.روزها و هفته ها سپری شد . تا اينکه روزی مرد کنار پنجره از دنيا رفت
جسد پيرمرد از اتاق بيرون برده شد،مرد ديگر که بسيار ناراحت بود تقاضا کرد که تختش را به کنار پنجره منتقل کنند.پرستار اين کار را با رضايت انجام داد.مرد به آرامی و با درد بسيار خود را به سمت پنجره کشاند تا اولين نگاهش را به دنيای بيرون از پنجره بياندازد،با کمال تعجب با يک ديوار بلند مواجه شد
مرد ، متعجب به پرستار گفت که هم اتاقيش هميشه مناظر دل انگيزی را از پشت پنجره برای او توصيف می کرده
پرستار پاسخ داد:ولی آن مرد نابينا بود
شايد بعضی وقت ها که مستاًصل و نا اميد می شيم، فکر کنيم که تودنيا چيزی وجود نداره که خوشحالمون کنه
فکر می کنيم که تنهاتر از ما تو دنيا نيست...اما دوست گلم تو سخت در اشتباهی،تو هم برای کسی مهمی برای کسی بهترين و تنهاترين وجودی،تو برای شخصی تمام دنيائی و در چشم او زيباترين تو هستی
به نام خدا
بازی های ایران هم که تموم شد.البته با سر افکندگی
در گروه خودمون از چهار تا تیم چهارم شدیم!
با این همه ادعا... چهارم شدیم.
برانکو و دادکان هم که برکنار شدند "خدا رو شکر"
بگذریم
من که دیگه به این تیم دل نمی بندم.
اگر هم بخوام از تیمی طرفداری کنم از تیم وزنه برداری،کشتی،ورزش های رزمی و از این قبیل ورزش ها که در سطح قهرمانی جهان حرفی برای گفتن دارن طرفداری می کنم.




ادامه مطلب
به نام خدا
امروز بهشت زهرا بودم،یه صحنه ی تکون دهنده دیدم.چند صد تا قبر آماده....
انسان با دیدن این تصاویر میتونه عبرت بگیره و بدونه که پول دار یا فقیر،خوب یا بد،صاحب مقام و ثروت یا برعکس،همه در آخر،جایگاهشون اینجاست....

اینم پسر یکی از بستگانه
خیلی بامزه و با نمکه
من که خیلی دوستش دارم.






